گوش انسان یک عضو پیچیده و ظریف است. اگرچه به بدن کمک می کند که در تعادل بماند اما کار اصلی آن، شناسایی و تقویت صداهاست. متاسفانه صداهای بلند در محیط اطراف می توانند به ساختارهای حساس گوش صدمه بزنند که می تواند به از دست دادن شنوایی موقتی و حتی دائمی منجر شود.
گوش شما با گرفتن امواج صوتی در محیط اطرافتان و تبدیل آنها به سیگنالهایی که مغزتان می تواند درک کند کار می کند. امواج صوتی از طریق کانال گوش به پرده گوش می رسند و باعث ارتعاش آن می شوند. ارتعاشات پرده گوش به سه استخوان کوچک در گوش میانی منتقل می شود که آنها را تقویت کرده و به ساختار صدف شکل به نام بخش حلزونی گوش می فرستند. این یک ساختار توخالی با کانال های پر از مایع است.
بخش حلزونی گوش با یک مایع خاص پر شده که زیر یک غشای الاستیکی به نام غشای قاعده ای قرار می گیرد. ارتعاشات صدا از گوش میانی باعث ایجاد موج های کوچک در مایع حلزونی می شود که غشاء ظریفی در حلزون گوش داخلی را تکان می دهد. سلولهای موی حسی در بالای قاعده، همراه با آن حرکت می کنند و سیگنالهای الکتریکی ایجاد می کنند که توسط عصب شنوایی دریافت شده و به مغز ارسال می شوند.
شایع ترین علت از دست دادن شنوایی، سن و پس از آن آسیب داخلی بعلت قرارگیری در معرض صداهای بلند می باشد. صداهای ناگهانی مانند یک انفجار، شلیک اسلحه یا یک ترقه می تواند باعث از دست دادن آنی شنوایی شوند که ممکن است موقت یا دائمی باشد. همچنین قرارگیری مدام در معرض صداهایی با بلندی متوسط مانند ماشین چمن زنی، ماشین های سنگین یا موسیقی بلند می تواند باعث از دست دادن شنوایی مداوم و پیش رونده شود.
قرارگیری طولانی مدت در معرض صدای بلند، به آرامی به سلولهای مویی گیرنده ها صدا و موقعیت بدن که قاعده گوش را پوشانده اند، آسیب می رساند. این سلولها، اطلاعات را از طریق عصب حلزونی به مغز ارسال می کنند. اگر این سلولها آسیب ببینند، دیگر بازسازی نخواهند شد. صداهای بلند همچنین می توانند به عصب حلزونی نیز آسیب برسانند و مانع فرستادن سیگنالهای شنوایی به مغز توسط آن شوند.
به گفته موسسه ملی ناشنوایی و اختلالات ارتباطی، صداهایی با بلندی ۷۵ دسی بل یا کمتر از آن، بطور کلی ایمن در نظر گرفته می شوند (حتی با قرارگیری طولانی مدت در معرض آنها). با اینحال قرارگیری طولانی مدت در معرض صداهایی با بلندی ۸۵ دسی بل یا بالاتر می تواند باعث صدمه به گوش شود. برای مقایسه این مقادیر، باید بدانید که صدای مکالمه عادی حدود ۶۰ دسی بل، ترافیک سنگین حدود ۸۵ دسی بل، ماشین چمن زنی در حدود ۹۰ دسی بل و ترقه، شلیک اسلحه و کنسرت های راک از ۱۱۰ تا ۱۵۰ دسی بل می باشند.
اگر مجبورید صدایتان را بالا ببرید تا شنیده شود، نمی توانید صدای کسی که دو فوت از شما فاصله دارد را بشنوید یا پس از خارج شدن از یک محیط پر سر و صدا، صداها گنگ و مبهم بنظر می رسند، سر و صدای اطراف شما در یک سطح خطرناک قرار دارد. سایر نشانه های قرارگیری در معرض سر و صدای خطرناک عبارتند از درد یا وزوز گوش یا زنگ زدن گوش. اگر احساس می کنید گوش هایتان به صداهای بلند عادت کرده اند، ممکن است در حال حاضر دچار آسیب شنوایی شده باشید. بسیاری از مردم تا زمانیکه مورد آزمایش قرار بگیرند، متوجه آسیب شنوایی نمی شوند.
جلوگیری از آسیب گوش ناشی از سر صدا، امکان پذیر است. اگر در یک محیط پر سر و صدا کار می کنید، در حین کار از گوش گیرهای محافظ یا هدفون های کاهنده صدا استفاده کنید. شما باید در حین چمن زدن، استفاده از ماشین های سنگین یا شرکت در کنسرت نیز گوش گیر بگذارید. شما می توانید با محدود کردن استفاده کودکانتان از اسباب بازیهایی که صداهای بلند دارند و اطمینان از اینکه صدای دستگاههای الکترونیکی که آنها استفاده می کنند، روی درجه کم قرار دارد، از شنوایی کودکان تان محافظت نمایید.
در چند دههی گذشته مصرف تنقلات، گوشت و مرغ که باعث بسیاری از امراض است، به شدت افزایش یافته. نه تنها بزرگسالان، بلکه کودکان نیز بخشی از این «انقلاب تغذیه» هستند و عوارض ناشی از آن را نیز میبینند. بزرگترین اثر گرایش به تنقلات، چاقی و عوارض ناشی از آن است. برای جلوگیری از این فاجعه، پیشنهاد میشود که شما هم مثل بسیاری افراد دیگر به گیاهان روی آورید. در اینجا ۱۰ دلیل برای شما خواهیم آور که چرا توصیه میکنیم گیاهخوار شوید.
تحقیقات نشان داده است کسانی که گیاهخوار هستند به طور متوسط ۷ سال بیشتر از کسانی که گوشت مصرف میکنند عمر میکنند. همچنین این تحقیقات نشان میدهد ترکیبات موجود در گیاهان از بروز بسیاری از امراض جلوگیری میکند در حالی که مصرف گوشت به این بیماریها کمک خواهد کرد.
گیاهخواری باعث سلامتی و تناسب اندامتان میشود. تحقیقات در نقاط مختلف جهان نشان داده است که کسانی که گیاهخوار هستند همواره سلامت بدن و تناسب اندام دارند، زیرا چربی های اضافهای که در غذاهای دریایی و گوشت وجود دارد، در گیاهان وجود ندارد.
غذاهای گیاهی از بروز بسیاری از بیماریهای قلبی جلوگیری میکند، زیرا مقدار ناچیزی چربیهای اشباع و کلسترول دارد. و درمقابل منبع غنی از آنتیاکسیدانها است که از بروز بیماریهای قلبی جلوگیری میکند.
افرادی که از گیاهان به عنوان غذای اصلیشان استفاده میکنند، بدنشان قدرت بیشتری در مقابله با سلولهای توموری دارند. ولی در مقابل، کسانی که گوشت بیشتر مصرف میکنند، ممکن است مستعد بعضی از سرطانها باشند.
گوشت، حاوی مقداری زیادی سموم موجود در حشرات است و غذاهای دریایی شامل ترکیبات آهندار سمی زیادی است که به صورت سم وارد بدن شده و امکان سرطان را افزایش میدهد. در مقابل، گیاهان حاوی مواد سمزدای طبیعی هستند که بدن را در برابر بسیاری از این سموم محافظت میکند.
وقتی به گیاهخواری روی میآورید، به طور خودکار از بعضی بیماریهای همهگیر مانند آنفولانزای مرغی و خوکی در امان خواهید بود. وقتی گوشت این حیوانات را مصرف نمیکنید، حداقل در برابر چنین بیماریهایی مصون خواهید بود.
تحقیقات نشان داده است زنانی که گیاهخوار بودهاند علائم یائسگی خفیفتری نسبت به دیگران داشتهاند. زیرا دانهها، حبوبات، سویا و دیگر گیاهان منبع غنی از فیتواستروژنها هستند که نوسان هورمونها را متعادل میکند، که باعث کاهش علائم دردناک یائسگی میشود. خانمهایی که گیاهخوار بودهاند، در دوران یائسگی کمتر دچار گرمازدگی، نوسانات خلقی، افزایش وزن، خستگی، افسردگی و یا کاهش میل جنسی شدهاند.
افرادی که گوشت مصرف میکنند به علت مصرف بیشتر پروتئین، استخوانهای شکنندهتری خواهند داشت. این مقدار اضافی پروتئین جلوی جذب و انباشت کلسیم را گرفته و باعث پوکی استخوان میشود. در مقابل، گیاهخواران از گیاهان و حبوبات مصرف میکنند که منبع غنی از کلسیم است و در بدن به راحتی انباشت میشود. در نتیجه خانمهای گیاهخوار کمتر دچار شکستگی استخوان نسبت به دیگران میشوند.
پرورش دام کار پرهزینهای است. به همین دلیل قیمت گوشت و غذاهای دریایی نیز بالا است. در نتیجه برای خرید گوشت و ماهی باید پول زیادی هزینه کنید. به عبارت دیگر اگر گیاهخوار شوید پول بیشتری میتوانید پسانداز کنید!
غذاهای گیاهی، برخلاف غذاهای گوشتی که معمولاً قرمز است، رنگ و لعاب متنوعی دارند. غذاهای گیاهی حاوی مقدار زیادی ترکیبات شیمیایی رنگی هستند که رنگهای متنوعی به گیاهان میدهد و شما را در برابر بسیاری از بیماریها مصون میکند. البته به یاد داشته باشید که ترک رژیم غذایی گوشتی کار مشکلی است و شما باید در طول زمان به گیاهخواری روی آورید.
انسان موجودی است که علاوه بر نیازهای اولیه باید به دیگر نیازهای خود توجه کند، نیاز به آرامش و تغییر روحیه از اساسی ترین کارهایی است که در جهت بالا بردن کیفیت زندگی او می تواند اثرگذار باشد.سفر یکی از کارهایی است که می تواند این نیاز را به شکلی کامل مرتفع سازد. افراد زیادی با درک و آگاهی از این مطلب برای خود و خانواده خود برنامه ریزی می کنند.
در اولین کار باید روحیه خود و خانواده تان را درک کنید که نیازمند چگونه محیط و فضایی هستند برای مثال برخی از افراد تمایل دارند تا به طبیعت سرسبز بروند و برخی از افراد کویر را هیجان انگیز می دانند. برای انتخاب محیط سفر خود کمی نیز به آب و هوای آن منطقه در این فصل نیز باید توجه کنید.برای مثال سفر به کیش در زمستان و پاییز و یا بهار بسیار بهتر از تابستان هست و یا در بهار استان های غربی زیبایی مضاعفی را دارا می باشند.در ادامه با این بخش از تحقیق سبک زندگی وب سایت papersite همراه باشید تا در مورد تکنیک های مسافرتی کم هزینه و مقصد های مناسب برای خانواده برای شما بگوییم.
دیگر مطلبی که بهتر است بدان توجه کنید این است که از چه وسیله ای می خواهید برای سفر خود استفاده کنید، با اتومبیل شخصی و یا از قطار و هواپیما این را باید بدانید که بلیط قطار ارزان تر از بلیط هواپیما حتی چارتر می تواند باشد و علاوه بر این شما می توانید از مسیر نیز لذت ببرید. از دیگر نکات مثبت سفر با قطار به همراه خانواده شاید راحتی و استقلال در کوپه باشد و شیرینی سفر با قطار که بچه ها به آن بسیار علاقه دارند.
از طرفی سفر با هواپیما به خاطر سرعت بالا در رسیدن به مقصد نیز بسیار مطلوب است شما برای رفتن به مناطق دورتر می توانید از این وسیله استفاده کنید، تا زمان و فرصت بیشتری را در کنار خانواده خود به دیدن و لذت بردن از مقصد داشته باشید.
اگر با وسیله شخصی خود سفر می کنید حتما از سالم بودن آن آگاه شوید، همرا داشتن وسایلی مانند پتو و جعبه کمک های اولیه بسیار ضروری است. استفاده از وسایلی مانند گوگل مپ می تواند کمک بزرگی برای شما که برای اولین بار می خواهید به منطقه ای بروید ایفا نماید.
سعی کنید برای لحظه لحظه سفر خود برنامه ریزی نکنید زیرا این کار مقداری از هیجان سفر با خانواده شما را کاهش می دهد.
مسیرها و مقصد های زیادی هستند که می توانید با خانواده خود بروید و از آن لذت برید برای نمونه رفتن به شیراز و یزد یا رفتن به اردبیل می تواند بسیار شیرین باشد دیدن مسیر پرپیچ و خم جاده های ایلام و کوه ها و دامنه کردستان نیز بسیار هیجان انگیز است.
اگر به دنبال مسیری سرسبز و هوایی معتدل می گردید می توانید به سمت شمال ایران سفر کنید، بدون شک استان های گلستان و گیلان می تواند خواسته شما را برآورده سازد. اما جنوب ایران دارای فرهنگی غنی است و شما می توانید از غذاها لذیذ و خوراکی های متنوع در کنار گرمای مردمی مهربان و دیدن سواحل خلیج فارس لذت ببرید، شب های بندرعباس بسیار زیبا می باشد و زندگی در شب های این شهر نیز جریان دارد.
اما آخرین نکته هزینه سفر را می توان مدیریت کرد، داشتن پول زیاد شاید تواند مطلوب باشد اما چگونگی صرف این پول و استفاده از آن می تواند خاطره ای بیادماندنی تر را برای شما و خانواده تان بوجود آورد.
وقتی در اوایل بیست سالگی ام برای اولین بار افسردگی را تجربه کردم، متوجه شدم که یکی از بزرگترین چالش های اطرافیانم درک چیزی بود که در آن دوره احساس میکردم یا احساس نمیکردم. حالا بعد از درمان، میتوانم این فهرست را درست کنم، کاری که در حین بیماری قادر به انجام آن نبودم. به هر حال این فقط مربوط به تجربه خودم نیست. میزان بیماری های روانی همچنان در حال افزایش است. افسردگی، یکی از علل اصلی ناتوانی در جهان است. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی (WHO) از هر چهار نفر یک نفر در طول زندگی اش یک بیماری روانی را تجربه میکند. کلید درمان قطعی در درمان هر بیماری، درک کردن آن است و این در خانه آغاز میشود. خواه بیمار دوست، همسر، همکار یا اعضای خانواده باشد. داشتن کسی که افسردگی را درک کند می تواند وضع را تغییر دهد. این ۱۱ مساله بر اساس تجربه شخصی من هستند که در مورد بقیه هم صدق می کند. اگر برای توضیح مسایل غیر قابل توضیح کمک میکنند، لطفا آنها را به اشتراک بگذارید.
چه یادتان برود برای مصاحبه دوستتان آرزوی موفقیت کنید، یا چیزی را در ایمیل غلط بنویسید، حتی کوچکترین اشتباه، یک تیک دیگر در فهرست آنچه نمی توانید به درستی انجام دهید اضافه میکند. در حالی که یک ذهن منطقی ممکن است از آن دوست عذرخواهی کند و خود را ببخشد، شما در گوشتان صدایی میشنوید که میگوید «شما دوست، کارمند یا فرد بدی هستید و شایسته شاد بودن نیستید!»
تا به حال دیده اید در اخبار مجری با گزارشگری در آن سوی مرزها صحبت کند؟ قبل از اینکه صدای مجری به گوشی خبرنگار برسد، تاخیری عجیب وجود دارد. چند ثانیه سکوت که در برنامه زنده تلویزیونی خیلی طولانی به نظر می رسد. وقتی افسرده هستید مکالمات اینگونه به نظر می رسند. مغز شما زمان بیشتری برای پردازش آنچه شنیده است لازم دارد و این مساله باعث تاخیر میشود. کندی شما در صحبت کردن برای اطرافیانتان آشکار میشود و این باعث توقف شرکت همه در مکالمه می شود. بزرگترین امید شما این است که افراد شما را در نظر نگیرند و بتوانید در پس زمینه محو شوید.
مثل هری پاتر، آنها که افسردگی دارند وسیله ای دارند که بسیار تاثیرگذارتر از چیزی است که هری با آن دزدکی در اطراف هاگوارتز حرکت میکرد. نه تنها شما را محو میکند بلکه این کار را آرام و به تدریج انجام می دهد، به طوری که هیچ کس اطراف شما متوجه آن نمیشود. اول، به آرامی از مکالمات عقب میکشید. برای اینکه دیگران را از صحنه خارج کنید، معمولا به صورت کلی جواب میدهید «خوبم» در حالی که کم کم دعوت به رویدادهای اجتماعی را رد میکنید. افراد یکی پس از دیگری، از دعوت کردن و در نظر گرفتن شما دست میکشند و پیش از اینکه خودتان بدانید، اجی، مجی! نامرئی شدهاید.
وقتی افسرده بودم میتوانستم روزها تا حتی یک هفته بروم و آنچه اتفاق افتاده را به یاد نیاورم. انگار مغزم در حالت آماده باش باشد و هرچند از نظر تکنیکی زنده است و کار میکند، اطلاعات را تحلیل نمی کند و به یاد نمی آورد. برای اطرافیانتان، میتوانید «عادی» به نظر برسید. به این دلیل که به صورت خلبان اتوماتیک عمل میکنید، حرف می زنید و کارها را به درستی انجام میدهید اما واقعا حاضر نیستید.
در ۲۳ سالگی، حتی از اینکه به تنهایی سوار اتوبوس شوم میترسیدم. حرف زدن با غریبهها مثل این بود که یک دسته عنکبوت غول پیکر در خیابان دنبالم کرده باشند. هر روز، هر گوشهای، یک صحنه وحشتناک وجود داشت. این به جایی رسید که تنها در رختخوابم، زیر پتو احساس امنیت میکردم، جایی که دور از تمام دنیایی بودم که در آن به هیچ کس اعتماد نداشتم.
چه کسی بود که آن قدر ساده با دوستانش میخندید؟ آن آدم به نسخه امروزی اش چه میگفت؟ تفاوت کسی که هستید (قبل از افسردگی) و کسی که هستید (بعد از افسردگی) می تواند بسیار باشد. نمیتوانید احساس واقعا شاد بودن را به خاطر بیاورید و نگرانید که دیگر هیچ وقت دوباره آن را احساس نکنید.
یکی از علایم تاسف بار افسردگی این است که افراد از داشتن این بیماری احساس گناه میکنند. نه تنها فکر می کنید که تقصیر شما است که برای مقابله با افکار و احساسات منفی به اندازه کافی قوی نیستید، بلکه از اینکه دیگران نگران شما هستند وقتی مشکل فیزیکی وجود ندارد هم احساس بدی دارید. واکنش افرادی که نمی دانند حرف هایی مثل «اخمهایت را باز کن، اوضاع آن قدر هم بد نیست» یا «فکرش را نکن» حالتان را بدتر میکند، تنها باعث می شود شما از این که حال آنها به خاطر شما بد است، احساس گناه بیشتری کنید.
مانند پاسخ جنگ یا گریز که ما انسان ها در آن با دیگر جانوران شباهت داریم، وقتی از جنگیدن خستهایم، پا به فرار میگذاریم. شما خسته از احساس گناه، خود را عقب میکشید و او را متقاعد میکنید که اگر تنها باشید برای همه بهتر است. این وقتی است که وارد حالت خود تخریبی میشویم و خود را از کمکی که لازم داریم محروم کرده، از تعهداتمان دست میکشیم و از نشان دادن هرگونه مهربانی به خود امتناع می ورزیم.
وقتی بیشتر در افسردگی فرو می روید، احساس میکنید یک ناظر در حال تماشای دنیایی هستید که به آن تعلق ندارید. با دیدن شرایط واقعی یا بروز احساسات، ارتباط خود را با زندگی واقعی از دست داده و بیشتر در خود فرو می روید. میدانید باید چه احساسی داشته باشید اما نمی توانید آن را احساس کنید، انگار یک دیوار شیشه ای بین شما و بقیه دنیا وجود داشته باشد.
یکی از چالش برانگیز ترین نشانه های افسردگی برای اطرافیان این است که نمیخواهید درباره آن صحبت کنید. در حقیقت، شما نمیدانید چه مشکلی وجود دارد و وقتی افراد از شما می پرسند، تلاش برای توضیح آن باعث می شود از این که وقت آنها را میگیرید احساس حماقت یا گناه کنید. مزیت بازنگری این است که به شما اجازه میدهد ببینید چیزها میتوانند تغییر کنند، اما وقتی در داخل دره هستید نمیتوانید آن سوی کوه ها هیچ گونه افقی را ببینید.
یکی از بزرگترین تصورات غلط در مورد افسردگی این است که افسردگی نهایت غمگینی است. در تجربه من، افسردگی با غمگینی تفاوت دارد. افسردگی، فقدان احساس است. وقتی غمگین هستید چیزی احساس میکنید. غمگینی میتواند نوعی رهایی باشد. غمگینی برای فقدان چیزی به شما کمک میکند که خود را با آن وفق دهید، احساس را درک کرده و ادامه دهید. افسردگی فقدان احساس است، چیزی که از ما انسان می سازد. حالت برزخی است که در آن، هر چیزی که تاکنون شناخته اید دیگر معنا یا هدف ندارد. میدانم که گفتم ۱۱ مورد، اما می خواهم یکی دیگر را هم یواشکی اضافه کنم چون مهمترین مساله است.
مثل شدید ترین طوفان ها، با کمک و پشتیبانی درست، سرانجام خواهد گذشت. هرچند ممکن است شما دیگر هرگز تبدیل به آدم قبلی نشوید، یک فرد جدید، قوی تر و خود آگاه تر خواهید بود. بزرگترین درسی که تا به حال گرفته ام این است که به مردم اجازه دهم کمکم کنند، حتی وقتی غیر عادی ترین کار ممکن به نظر می رسد.
یک مطالعه جدید نشان می دهد آنچه که می خورید، ممکن است به کاهش علائم مشکلات روانی مانند افسردگی، اضطراب و PTSD کمک کند. یک مطالعه اخیر که توسط دانشکده دامپزشکی دانشگاه ایالتی لوئیزیانا ارائه شد، گزارش می دهد که خوردن زغال اخته ممکن است به کاهش اثرات یک ژن که با PTSD و احتمال خودکشی مرتبط است، کمک کند. یعنی خوردن زغال اخته ممکن است علائم PTSD را کاهش دهد. در حالی که این مطالعه روی موش ها انجام شد، اما یافته های آنها این سوال را مطرح می کند که آیا رژیم غذایی بر علائم مشکلات سلامت روانی تاثیر گذار است؟
به طور خلاصه، بله. عوامل سبک زندگی و مشکلات سلامت روانی می توانند تا حد زیادی به هم وابسته باشند. شما درک می کنید که هر چه تحت استرس بیشتری باشید، به احتمال بیشتری دچار افسردگی و اضطراب خواهید شد. با این حال بسیاری از مردم نمی دانند که انتخاب های غذایی آنها ممکن است بر حالت روحی شان تاثیر بگذارد. در زیر، یک بررسی اجمالی در مورد مواد غذایی و حالات عاطفی شما ارائه می دهیم.
غلات سبوس دار و کربوهیدرات های پیچیده که سرشار از فیبر هستند، سطح تریپتوفان ما را افزایش می دهند. تریپتوفان به سروتونین (انتقال دهنده عصبی«احساس خوب» ما) تبدیل می شود که خلق و خو را بهبود می بخشد، اشتها را سرکوب می کند و ما را آرام می گرداند. (به همین دلیل است که کربوهیدرات بیش از حد می تواند ما را خواب آلود کند).
افرادی که تحت رژیم های کم کربوهیدرات هستند، معمولا پس از دو هفته افسرده می شوند. (درست در حوالی زمانی که سطوح سروتونین آنها(انتقال دهنده عصبی احساس خوب) به علت کاهش مصرف کربوهیدرات، کاهش یافته است. دلیلی دارد که متخصصان توصیه می کنند ۵۵ تا ۶۵ درصد از کالری های روزانه شما باید از کربوهیدارت تامین شود. مواد غذایی با پروتئین بالا مانند ماهی، مرغ، گوشت، تخم مرغ، حبوبات، پنیر، شیر یا توفو حاوی اسید آمینه تیروزین هستند. تیروزین، تولید دوپامین، نوراپی نفرین، اپی نفرین را افزایش می دهد. (انتقال دهنده های عصبی که هوشیاری و انرژی شما را افزایش می دهند. ) از پروتئینی که در شیر موجود است، به عنوان یک پادزهر استرس یاد می شود.
ماهی های چرب دارای امگا۳ مانند سالمون، ماهی خال مخالی و ساردین، پودر بذر کتان، گردو، روغن کانولا و غذاهای غنی شده با امگا۳، حافظه و خلق و خو را بهبود می بخشند. در واقع افرادی که به طور مزمن دارای سطوح پایینی از اسیدهای چرب امگا۳ هستند، افسردگی، بدبینی و تکانشگری بیشتری را گزارش می کنند. به خاطر داشته باشید که فقط لازم است ۲۰ تا ۳۰ درصد از کالری های روزانه شما از چربی ها تامین شود و تمام چربی ها مثل هم نیستند.
غذاهای چربی که سرشار از چربی اشباع شده هستند (به عنوان مثال همبرگر، سیب زمینی سرخ کرده) می توانند به افسردگی و زوال عقل منجر شوند. یک وعده غذایی بزرگ و با چربی بالا می تواند تقریبا بلافاصله باعث شود که احساس کندی و خستگی کنید (به علت انرژی مور نیاز برای هضم آن.) برای مشکلات مربوط به افسردگی و اضطراب، مطمئن شوید انواع غذاهای کامل که شامل این مواد مغذی هستند را مصرف می کنید:
یک رژیم غذایی با آهن بسیار کم می تواند به افسردگی، خستگی و بی اعتنایی منجر شود. برای دریافت آهن مورد نیازتان، به مقدارکافی از گوشت قرمز، زرده تخم مرغ، میوه های خشک، لوبیاها، جگر وکنگر فرنگی استفاده کنید.
تیامین ناکافی (یکی از ویتامینهای گروه B) افراد را بیشتر درون گرا و غیر فعال می کند، چون آنها خستگی، کاهش اعتماد بنفس و یک خلق و خوی بدتر را گزارش می کنند. برای دریافت تیامین مورد نیازتان مطمئن شوید که مقدار کافی غلات کامل، گوشت خوک، مخمر، گل کلم و تخم مرغ مصرف می کنید.
اسید فولیک بسیار کم می تواند به افسردگی منجر شود، به خصوص در مردان. از مقدار زیادی سبزیجات سبز، پرتقال، گریپ فروت، آجیل، دانه ها، نان سبوس دار و حبوبات استفاده کنید.
سطوح پایین B12 ممکن است باعث افسردگی شود، به ویژه در زنان، . برای دریافت B12 مورد نیازتان، از محصولات حیوانی بدون چربی و کم چربی استفاده نمایید.
سلنیوم برای سلامت چشم، ضروری است و کمبود آن، اضطراب، تحریک پذیری، خصومت و افسردگی را افزایش می دهد. برای دریافت مقدار مورد نیاز روزانه تان، آجیل برزیلی، ماهی تن، دانه های آفتابگردان، غلات سبوس دار یا اره ماهی بخورید.
افرادی با کولین پایین(یک پیشروی انتقال دهنده عصبی مهم) اختلال در حافظه و تمرکز را گزارش می کنند. شواهدی وجود دارد که سطوح کولین به طور مزمن پایین، ممکن است در بروز بیماری آلزایمر نقش داشته باشد. لوبیای سویا، زرده تخم مرغ، کره، بادام زمینی، سیب زمینی، گل کلم، عدس، جو، دانه های کنجد، گوشت گاو علف خوار و بذر کتان، منابع عمده کولین هستند.
سطوح پایین از این ماده مغذی مهم، علائم افسردگی و اختلال عاطفی فصلی را افزایش می دهد. چرا؟ چون ویتامین D، تولید سروتونین را افزایش می دهد. برای دریافت مقدار موردنیاز روزانه تان، مطمئن شوید که روزی ۱۰ دقیقه (بدون ضدآفتاب یا پوشاندن کامل بدنتان) در معرض تابش آفتاب قرار می گیرد. شیر یا شیر سویای غنی شده با ویتامین D بنوشید یا سالمون کنسرو شده با استخوان بخورید.
ما در مورد مواد غذایی صحبت کردیم که خلق و خو را بهبود می بخشند، حال بیایید در مورد آنهایی صحبت کنیم که تاثیر منفی بر خلق و خوی شما می گذارند. کافئین بیش از حد به اضطراب، عصبانیت و نوسانات خلقی منجر می شود. در حالی که این اثرات فقط یک ساعت به طول می انجامند اما هنگامی که کافئین شروع به از بین رفتن کند، خستگی به سرعت پدیدار می شود. برای جلوگیری از اثرات منفی و در عین حال بهره مندی از مزایای مثبت آن برای خلق و خو، چای سبز یا بدون کافئین را انتخاب کنید و به یک یا دو فنجان در روز بسنده کنید. چای سبز حاوی یک اسید آمینه به نام تیامین است. (یک نیروگاه آنتی اکسیدان که با افسردگی و استرس مبارزه می کند. )
در نهایت فراموش نکنید که از جایتان بلند شوید و حرکت کنید. ورزش در درمان افسردگی، موثرتر از نوردرمانی است و درست به اندازه تراپی و داروهای نسخه ای، مفید می باشد. اگر مستعد افسرگی یا اختلال خلقی فصلی هستید، ورزش باید یکی از نقاط اتکای اصلی شما باشد.